وقتی آدم گشادی باشی, وقتی از تشنگی در حال مردن باشی ,وقتی حال بلند شدن از تخت گرم و نرمت را آن هم نصفه شب بارانی پاییزی نداشته باشی و همه جا تاریک باشد,مجبوری مثل من دستت را از پنجره ی اتاق بیرون بگیری و لیوان آبت را با آب باران پر کنی…

 

 

وقتی حتی شب با  قرص آرامبخش درست حسابی خوابت نبرد لابد یک درد و مرضی گرفتی…لابد نه,حتماً.

پ.ن : یک آهنگ بی ربط به محتوا و بی ربط تر به من ولی قشنگ [ + ]

 

 

انقدر آدم وجود دارن که از یک سال پیش نشستن حساب کردن کی دست بکار شن که بچشون سال دیگه 8/8/88 بدنیا بیاد…انقدر آدم وجود دارن…

 

 

 وقتی تو با خودشیرینی تمام برای استاد آب میاوری سر کلاس, لپ تاپش را وصل میکنی, کنترل بدست مواظب اوضاع کلاسی, لیست حضورغیاب را از استاد میگیری و با وجدان کاری خاصی شروع به حضور غیاب میکنی,هی کلاس را به چالش میکشی مثلا… بعد استاد میگوید من بعد از کلاس با شما کار دارم, میفهمم میخواهد تحقیقی بهت بدهد که دهان مبارکت صاف شود… ببخشید, ولی خیلی ذوق میکنم.

 

 

خداوندا,یک تشکر به خاطر آفریدن کانادا و استرالیا به تو بدهکاریم.

 

ریخت آدم های فلک زده را به خودت میگیری و از صبح تا شب My Immortal  لعنتی را گوش میدهی و هی میگویی امیلی پدّسگ آخر تو چقدر قشنگ میخوانی که انقدر دوستت دارم. بعد هی مینویسی و هی پاک میکنی…مثل الان که من هی مینویسم و پاک میکنم… اصلا گودو و چیپس و پنیر هم دیگر جواب نمیدهد وقتی لال مانی بگیری…

 لعنت به این ماه مهر,لعنت به این بیست سالگی…

 

این وردپرس خیلی خارجیه. یه جورایی تو مایه های اروپا و اینا.اگه یک نفر یه عبارتی تو گوگل سرچ کنه و بعد از طریق اون بیاد بلاگ شما بهت میگه. (این توضیح مسلما برای دوستان غیروردپرسی بود)

خلاصه امروز دیدم یک نفر با سرچ عبارت “اگه بری کف پاتو گاز میگیرم” رسیده بود به بلاگ من. یه ده دقیقه ای داشتم فک میکردم من از این عبارت کجای پستهام استفاده کردم که گوگل همچین توهمی زده,یه ده دقیقه دیگه هم فکر کردم آدم چطوری میتونه کف پای یکی رو گاز بگیره,به هیچ نتیجه ای نرسیدم. فقط فهمیدم گوگل هم به [...] رفت. بله دیگه…

 

مرض عادی میشه واسه جماعت بیمار [ + ]

 

اساتید گرامی,من کیف میکنم وقتی منابعی که برای درستان معرفی میکنید هیچ ربطی به این اسلامی شدن علوم انسانی ندارد. من کیف میکنم شمایی که استاد علم سیاست هستی 7 کتاب معرفی میکنی که نویسنده ی همه شان اجنبی ها هستند. من کیف میکنم حتی شمایی که تفسیر موضوعی تدریس میکنی از کانت مثال می آوری و ازش دفاع میکنی. من کیف میکنم وقتی میبینم نویسنده کتاب جامعه اطلاعاتی یک خارجی است! من کیف میکنم از اساتیدی مثل شما با آن تیکه های نابی که به ا.ن می اندازید و ادای بگم؟بگم؟ را در می آورید هرجلسه وما غش میکنیم از خنده و از درو دیوار کلاسها که بچه ها با اسپری شعار مینویسند و یک بدبختی هر روز با سطل رنگ ,کارش شده پاک کردن ننگ و فردایش دوباره بچه ها مینویسند و اصلا کیف میکنم از این تسلسل.میدانید,نه اینکه غرب زده باشم یا با اسلام مشکلی داشته باشم.اتفاقا در حد خودم آدم مقیدی هستم. اساسا از این کیف میکنم که هیچ کس خفه کردن علوم انسانی و حوزه کردن دانشکده ی علوم اجتماعی را به هیچ جایش حساب نکرده که هیچ,این بساط تلنگری بود برای من و امثال من که بدانیم چقدر مهم بودیم و خودمان خبر نداشتیم و آنچه که میخوانیم را باید با دقت بخوانیم.اصلا من فکر میکنم همه مان این ترم معدل الف میشویم…

 

آیا میدانستید فرهنگ آدمها رابطه ی مستقیمی با واکنش آنها به میز شام در عروسی ها دارد؟ نه,واقعا میدانستید؟

فید وبلاگ

Subscribe to My Feed

ما

زرافه